سیاستگذاری شناسایی و تحلیل پیشران های تاثیرگذار بر آینده مسکن استطاعت پذیر در منطقه 18 تهران
توسعه شهرنشینی و رشد شهرها و شهرگرایی در سده اخیر ابعاد تازهای به مسائل شهری بخشیده و مراقبت و هدایت توسعه شهر و ساماندهی شهرها و مناطق پیرامون آن اهمیت ویژهای یافته است. در این میان نحوه مشارکت بر جریان مطلوب زندگی می تواند در بهبود سکونتگاههای انسانی و پایداری توسعه شهری مهمترین نقش را ایفا کند. هدف از پژوهش بررسی پیشران های تاثیرگذار بر آینده استطاعت پذیر مسکن در منطقه 18 تهران تعیین شده است. این پژوهش با بهرهگیری از روش پویش محیط، به بررسی عوامل تاثیرگذار بر آینده مسکن استطاعت پذیر منطقه 18 تهران پرداخته است. شناسایی و تحلیل محیط یکی از مراحل مقدماتی و اساسی در فرآیندهای راهبردی و آیندهپژوهی محسوب شده و ابزارهایی مانند جستجو در پایگاههای اینترنتی، گفتگو با متخصصان، روش دلفی، مطالعه منابع مکتوب، و رصد دیدگاههای اندیشمندان برجسته، از جمله راهکارهای اصلی گردآوری اطلاعات محسوب میشوند. دادههای به دست آمده از این مراحل، بهعنوان ورودی کلیدی در فرآیند آیندهسازی این هدف مورد استفاده قرار گرفته است. در رابطه با مدل "پستل" با استفاده از دادههای مرتبط و منابع آیندهپژوهی، تأثیر عوامل سیاسی، حقوقی، اجتماعی، اقتصادی، محیطی و فناوری را بررسی میکند. بر اساس تحلیل انجامشده، ۳۲ عامل کلیدی در شکلدهی چشمانداز مسکن استطاعت پذیر منطقه 18 تهران تا افق 1420 نقش داشته. این عوامل در سه سطح محلی، ملی و فراملی دستهبندی شده و در لایههای درونبخشی و فرابخشی نظام مسکن قرار گرفته است.
اعتبارسنجی مدل فرهنگسازی مشارکت در ورزش همگانی در بستر فرهنگی ایران
هدف: پژوهش حاضر با هدف اعتبارسنجی مدل مفهومی فرهنگسازی مشارکت در ورزش همگانی که در بخش کیفی استخراج شده است، انجام گردید. این مطالعه به بررسی روابط میان شرایط علّی، زمینهای، مداخلهگر، راهبردهای کنش/کنش متقابل و پیامدهای مرتبط با پدیده محوری «توسعه ورزش همگانی سلامتمحور در جامعه ایرانی» میپردازد.
روششناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، کمی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل اعضای هیأت علمی دانشگاهها در رشته علوم ورزشی، کارشناسان تربیت بدنی ادارات ورزش و جوانان و اداره آموزش و پرورش، و مربیان ورزشی بود. نمونهگیری به روش تصادفی طبقهای انجام شد و ۱۴۰ پرسشنامه معتبر وارد تحلیل نهایی گردید. ابزار پژوهش، پرسشنامه محققساختهای با ۵۱ گویه در مقیاس لیکرت ۵ ارزشی بود که بر اساس مقولههای کیفی طراحی شد. روایی محتوایی با شاخص CVI (81/0) تأیید گردید. تحلیل دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS SEM) در نرمافزار Smart PLS 4.1.0.9 انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که تمامی متغیرها از پایایی مناسب (آلفای کرونباخ > 70/0 و پایایی ترکیبی > 70/0) و روایی همگرا (AVE > 0.50) برخوردار بودند. روایی واگرا بر اساس معیار فورنل-لارکر تأیید شد. شاخصهای برازش مدل (SRMR = 0.042 و d_ULS = 0.125) حاکی از برازش بسیار خوب مدل بود. ضرایب مسیر نشان داد که شرایط علّی بر پدیده محوری تأثیر معناداری دارد (β=0.332؛ t=7.642)؛ پدیده محوری بر راهبردها تأثیر معناداری دارد (β=0.496؛ t=92.087)؛ شرایط زمینهای (β=0.463؛ t=17.136) و شرایط مداخلهگر (β=0.504؛ t=13.703) تأثیر معناداری بر راهبردها دارند؛ و راهبردها تأثیر معناداری بر پیامدها نشان میدهند (β=0.646؛ t=53.837) (P<0.05).
نتیجهگیری: مدل فرهنگسازی مشارکت در ورزش همگانی از برازش مناسبی برخوردار است و تمامی روابط فرضیهسازیشده تأیید میشوند. یافتهها نشان میدهد که فرهنگسازی مشارکت در ورزش همگانی از طریق تعامل پیچیده عوامل آگاهیبخش، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، مدیریتی، فناورانه و فردی شکل گرفته و با راهبردهایی نظیر حکمرانی منسجم و برنامههای مشارکتی متنوع، به پیامدهایی چون کاهش هزینههای درمانی، افزایش بهرهوری، تقویت سرمایه اجتماعی و ارتقای کیفیت زندگی منجر میشود. این مدل میتواند بهعنوان چارچوبی علمی و عملیاتی برای سیاستگذاری و برنامهریزی در حوزه توسعه ورزش همگانی در ایران مورد استفاده قرار گیرد.
شناسایی الگوی مدیریت باشگاههای ژیمناستیک در عصر هوشمند
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و ارائه الگوی مدیریت باشگاههای ژیمناستیک در عصر هوشمند در کشور عراق صورت پذیرفت. مطالعه با رویکرد کیفی و بهرهگیری از روششناسی نظریهپردازی داده بنیاد گلیزری انجام شد. جامعه آماری پژوهش را متخصصان دانشگاهی حوزههای مدیریت ورزشی و فناوری اطلاعات در عراق تشکیل دادند که به شیوه نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب گردیدند. فرآیند گردآوری دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل دادهها منجر به شناسایی پنج مقوله تحول دیجیتال زیرساختهای مدیریتی و آموزشی در ورزش ژیمناستیک، بومزیست دیجیتال مدیریت باشگاههای ژیمناستیک، چالشهای سیستمی و محیطی تحول دیجیتال در مدیریت باشگاههای ژیمناستیک، رویکردهای استراتژیک مدیریت باشگاههای ژیمناستیک در عصر دیجیتال و پیامدهای تحول دیجیتال در مدیریت باشگاههای ژیمناستیک گردید. پیشنهاد میشود در مطالعات آتی، سنجش کمی میزان آمادگی باشگاههای ژیمناستیک عراق برای پذیرش تحول دیجیتال انجام گیرد. همچنین، ارزیابی اثربخشی فناوریهای نوین بر عملکرد ورزشی ژیمناستها، اجرای مطالعات تطبیقی با کشورهای پیشگام، طراحی مدلهای کسبوکار نوآورانه و تدوین چارچوب سنجش بلوغ دیجیتال ویژه باشگاههای ژیمناستیک، میتواند مسیر توسعه این حوزه را هموارتر سازد.
طراحی مدل بومی حکمرانی هوشمند ورزش و سلامت شهری با تأکید بر شاخصهای فیزیولوژیک فعالیت بدنی شهروندان
گسترش شهرنشینی و پیچیدهتر شدن مسائل شهری، ضرورت بهرهگیری از رویکردهای نوین حکمرانی برای ارتقای کیفیت زندگی شهروندان را افزایش داده است. در این میان، حکمرانی هوشمند بهعنوان یکی از ابعاد مهم شهر هوشمند میتواند با استفاده از فناوریهای نوین، دادههای شهری و مشارکت شهروندان، زمینه بهبود مدیریت شهری و ارتقای سلامت عمومی را فراهم کند. از سوی دیگر، فعالیت بدنی شهروندان و شاخصهای فیزیولوژیک مرتبط با آن از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر سلامت شهری به شمار میروند. باوجود اهمیت این موضوع، هنوز چارچوبی منسجم برای پیوند میان حکمرانی هوشمند شهری و شاخصهای فیزیولوژیک فعالیت بدنی شهروندان بهویژه در بستر شهرهای ایران ارائه نشده است. بر این اساس، پژوهش حاضر باهدف طراحی مدل بومی حکمرانی هوشمند ورزش و سلامت شهری با تأکید بر شاخصهای فیزیولوژیک فعالیت بدنی شهروندان انجام شد. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش با رویکرد کیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل خبرگان حوزههای مدیریت شهری، ورزش همگانی، سلامت شهری و حکمرانی هوشمند بود که با استفاده از نمونهگیری هدفمند و روش گلولهبرفی انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۰ نفر از خبرگان گردآوری و با استفاده از روش تحلیل مضمون بر اساس چارچوب براون و کلارک تحلیل شدند. نتایج تحلیل دادهها منجر به شناسایی پنج مضمون فراگیر شامل حکمرانی دادهمحور و هوشمند، مشارکت شهروندی و اعتماد عمومی، زیرساخت ورزش و سلامت شهری، هماهنگی نهادی و سیاستگذاری یکپارچه و اکوسیستم فناوریهای نوین و ابزارهای هوشمند شد. یافتهها نشان داد که تحقق حکمرانی هوشمند ورزش و سلامت شهری نیازمند تلفیق دادههای سلامت و فعالیت بدنی، مشارکت فعال شهروندان، توسعه زیرساختهای شهری مناسب، هماهنگی نهادی میان سازمانهای مرتبط و بهرهگیری از فناوریهای نوین برای پایش و تحلیل شاخصهای فیزیولوژیک است. مدل پیشنهادی پژوهش میتواند چارچوبی کاربردی برای مدیران شهری در جهت طراحی سیاستهای مبتنی بر داده و ارتقای سلامت شهروندان فراهم کند.
طراحی مدل حکمرانی هوشمند تعامل نسلهای مختلف طرفداران ورزش در رسانههای اجتماعی
این پژوهش با هدف تبیین تفاوتهای نسلی در استفاده از رسانههای اجتماعی در میان طرفداران ورزش و استخراج دلالتهای آن برای حکمرانی هوشمند انجام شد. مطالعه حاضر با رویکرد کیفی و بر اساس الگوی جیوئیا، دادههای حاصل از تحلیل ثانویه را در سه سطح کدهای اولیه، مضامین مرحله دوم و ابعاد کلان تحلیل کرد. یافتهها نشان داد نسل X بیش از همه بر اخبار رسمی، اعتبار منبع، تحلیلهای تاریخی و حفاظت از حریم خصوصی تأکید دارد؛ نسل هزاره رسانههای اجتماعی را بستری برای تعامل، مقایسه دادهها، مشارکت در نظرسنجیها و نقشآفرینی در تصمیمات باشگاهی میداند؛ و نسل Z به سرعت، محتوای بصری، تعامل کنشگرانه و استفاده از اینفلوئنسرها گرایش بیشتری دارد. بر این اساس، در مرحله دوم مضامینی همچون مدیریت کیفیت و اعتبار دادهها، شخصیسازی هوشمند، تصمیمسازی مشارکتی، مدیریت تعارضات نسلی، فراگیری دیجیتال و اعتماد و اعتبار دیجیتال استخراج شد. در نهایت، سه بعد کلان حکمرانی هوشمند شامل حکمرانی دادهمحور، حکمرانی ارتباطی و حکمرانی تنظیمگرانه بهعنوان مدل مفهومی نهایی پیشنهاد شد. نتایج پژوهش نشان میدهد که مدیریت ارتباط با هواداران در فضای دیجیتال، مستلزم شناخت تفاوتهای نسلی و طراحی راهبردهای متناسب با نیازهای اطلاعاتی، ارتباطی و نظارتی هر نسل است. این مطالعه ضمن توسعه ادبیات تفاوتهای نسلی و رسانههای اجتماعی، چارچوبی مفهومی برای سیاستگذاری و مدیریت هوشمند تعاملات بیننسلی در بستر ورزش ارائه میکند.
اثر عشق برند و شدت هواداری بر توجه بصری و پاسخ هیجانی شهروندان در تبلیغات هوشمند زیرساختهای ورزشی شهری
پژوهش حاضر باهدف بررسی اثر عشق به برند و شدت هواداری بر توجه بصری و پاسخ هیجانی شهروندان در مواجهه با تبلیغات هوشمند زیرساختهای ورزشی شهری انجام شد. این مطالعه بر مبنای پارادایم محرک-ارگانیسم-پاسخ (SOR) شکلگرفته و ازنظر هدف کاربردی و از رویکرد گردآوری دادهها توصیفی-پیمایشی است. در این پژوهش از رویکردی نوآورانه و تلفیقی شامل دادههای بیومتریک (دستگاه ردیاب چشم) برای سنجش توجه بصری و پرسشنامه استاندارد برای سنجش پاسخ هیجانی و متغیرهای مستقل استفاده شد. دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) تحلیل گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که تمامی فرضیهها با برازش مطلوب مورد تأیید قرار گرفتند. بر این اساس، شدت هواداری با ضریب مسیر 0.34 و عشق به برند با ضریب 0.39 تأثیر مثبت و معناداری بر توجه بصری دارند. همچنین، شدت هواداری با ضریب 0.46 و عشق به برند با ضریب چشمگیر 0.57 تأثیر مثبت و قدرتمندی بر پاسخهای هیجانی شهروندان نشان دادند. نتایج حاکی از آن است که متغیرهای روانشناختی پیشین بهعنوان فیلترهای ادراکی عمل کرده و پردازش اطلاعات محیطی را دگرگون میسازند. درنتیجه، برای ارتقای اثربخشی ارتباطات در شهرهای هوشمند، گذار از رویکردهای سنتی به استراتژیهای هیجانمحور و استفاده از زیرساختهای تعاملی و اینترنت اشیا (IoT) در فضاهای شهری پیشنهاد میگردد.
ادغام نیازهای بازی و فعالیت بدنی کودکان و نوجوانان در برنامهریزی و حکمرانی شهری مدرن: یک مطالعه مروری
مطالعه حاضر با هدف واکاوی ابعاد چندگانه «شهر دوستدار کودک» در عصر توسعه شهریِ خودرو-محور انجام شده است. علیرغم تأکیدات جهانی بر حقوق کودک، بسیاری از محیطهای شهری همچنان با اولویتبندی جریان سریع خودرو، مانع از تحرک مستقل کودکان و بازی آزاد آنان میشوند. این پژوهش مروری، با بررسی شواهد علمی اخیر، چالشهای کالبدی و اجتماعی فراروی کودکان در محیطهای شهری را تحلیل کرده و نقش ابزارهای نوین حکمرانی (نظیر سیستمهای اطلاعات جغرافیایی و تحلیل نحو فضا) را در شناسایی شکافهای دسترسی و نابرابریهای جغرافیایی سلامت بررسی میکند. یافتهها نشان میدهد که فقدان پیوستگی در شبکه دسترسی و ضعف در «ایمنی تعاملی»، تأثیرات ماندگاری بر سلامت جسمی (مانند چاقی) و روانی کودکان دارد. بر اساس تحلیل صورتگرفته، گذار از پارادایم «حفاظت منفعلانه» به سمت «حکمرانی مشارکتی» و «مدیریت اکوسیستمیک فضا»، ضرورتی اجتنابناپذیر است. در نهایت، این پژوهش ضمن ارائهی یک چارچوب تحلیلی در قالب جدول پیامدهای سیاستی، پیشنهاد میکند که بازتعریف خیابانها به عنوان فضاهای بازی بالقوه و بهرهگیری از دادههای دقیق رفتاری، کلید دستیابی به محیطهای عادلانه و دوستدار کودک است. این مطالعه تأکید میکند که سیاستگذاری برای فعالیت بدنی کودکان بدون در نظر گرفتن محیط به مثابه یک اکوسیستم یکپارچه، محکوم به شکست است.
طراحی مدل پویای غنیسازی شغلی برای بازتعریف نقشهای منابع انسانی دانشگاه آزاد اسلامی آذربایجان شرقی
غنیسازی شغلی بهعنوان یکی از رویکردهای نوین مدیریت منابع انسانی، نقشی مهم در ارتقای اثربخشی و پویایی سازمانهای آموزشی ایفا میکند. این پژوهش با هدف طراحی مدل پویای غنیسازی شغلی برای بازتعریف نقشهای منابع انسانی در دانشگاه آزاد اسلامی آذربایجان شرقی انجام شد. پژوهش بهصورت آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) اجرا شد. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل اساتید مدیریت، خبرگان دانشگاهی و مدیران بود و نمونهگیری به روش هدفمند معیارمحور و سپس نظری انجام شد؛ بهگونهای که تحلیل هر مصاحبه مسیر مصاحبه بعدی را تعیین کرد و فرایند تا رسیدن به کفایت نظری ادامه یافت. در مجموع 16 مصاحبه تخصصی انجام شد. در بخش کمی، جامعه آماری شامل تمامی کارکنان دانشگاه بود و بر اساس فرمول کوکران، حجم نمونه 384 نفر تعیین و به روش تصادفی ساده انتخاب شد. دادههای کمی با نرمافزارهای SPSS 26 و AMOS تحلیل شد. یافتهها در بخش کیفی به استخراج ۸۹ مضمون پایه، 21 تم فرعی و 7 تم اصلی شامل خودراهبرسازی شغلی، معناپردازی نهادی، مهارتافزایی چندبعدی، بازخوردآفرینی هوشمند، مسیرپردازی رشد حرفهای، توانمندسازی ساختاری-فرهنگی و همافزایی انگیزشساز انجامید. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد مسیرپردازی رشد حرفهای (0.713)، بازخوردآفرینی هوشمند (0.692) و توانمندسازی ساختاری-فرهنگی (0.684) بیشترین تأثیر را بر غنیسازی شغلی دارند و مقدار تبیین واریانس مدل (R²=0.76) بیانگر قدرت بالای آن است. نتایج نشان میدهد غنیسازی شغلی در بستر دانشگاهی فرایندی پویا و چندبعدی است که از ترکیب عوامل حرفهای، ساختاری و انگیزشی شکل میگیرد و مدل نهایی میتواند چارچوبی معتبر برای بازطراحی نقشهای منابع انسانی و ارتقای اثربخشی آنها در دانشگاههای ایرانی فراهم آورد.
دربارهی مجله
نشریه حکمرانی و شهر هوشمند یک نشریه علمی–پژوهشی با دسترسی آزاد (Open Access) است که با هدف توسعه مرجعیتی علمی در حوزهٔ حکمرانی در تمامی سطوح و انواع آن از حکمرانی کلان (ملی)، حکمرانی عمومی، حکمرانی سازمانی، حکمرانی بخشی (سلامت، آموزش، ورزش، محیط زیست و …) تا حکمرانی شهری و حکمرانی هوشمندتأسیس شده است.
این نشریه علاوه بر مباحث مرتبط با شهر هوشمند و فناوریهای نوین، حوزهای فراگیر و میانرشتهای را پوشش میدهد و بهعنوان بستری تخصصی برای گردهمآوردن پژوهشگران، سیاستگذاران، مدیران دولتی و شهری، متخصصان صنعت، استادان دانشگاه و صاحبنظران رشتههای مختلف عمل میکند. هدف آن تبادل و انتشار جدیدترین دستاوردها، نظریهها و رویکردهای نوآورانه در کلیه حوزههای حکمرانی است.
نشریه از پژوهشهایی استقبال میکند که ابعاد گوناگون حکمرانی را بررسی میکنند؛ از جمله: ساختار و فرآیندهای حکمرانی، تحلیل خطمشی، مشارکت ذینفعان، ادراک عمومی و مشروعیت، شفافیت و پاسخگویی، عدالت و اخلاق حکمرانی، تابآوری نهادی، مدیریت عمومی، پایداری، نوآوری در خدمات عمومی، حکمرانی دادهمحور، فناوریهای هوشمند، و نیز مسائل تخصصی مرتبط با شهر هوشمند ، زیرساختهای هوشمند، خدمات عمومی مبتنی بر فناوری، مشارکت شهروندی، شفافیت، پایداری شهری و سیاستگذاری نوآورانه را بررسی میکنند. این نشریه بهشدت بر اصول اعتبار علمی، اصالت پژوهش، رعایت اخلاق نشر، و داوری دقیق تأکید دارد و تمامی مقالات را از طریق فرایند داوری دوسوکور (Double-Blind) توسط دو تا سه داور متخصص ارزیابی میکند.
زمان متوسط از ارسال مقاله تا انتشار نهایی، حدود ۸ هفته است؛ بهگونهای که سرعت و کارآمدی در کنار کیفیت علمی بالا تضمین شود. نشریه حکمرانی و شهر هوشمند از پژوهشگران سراسر جهان استقبال میکند و آثار میانرشتهای، مقایسهای، تحلیلی و مبتنی بر سیاست عمومی را با دیدگاهی باز و علمی میپذیرد.
شماره کنونی