تحلیلی بر نقش آنتروپی در ادراک فضای معماری مبتنی بر نظریه اطلاعات شانون و اصول گشتالت
کلمات کلیدی:
آنتروپی فضایی, نظریه اطلاعات شانون, اصول گشتالت, تجربه ادراکی, پیچیدگی فضاییچکیده
امروزه با گسترش فرمهای دیجیتال و غیرخطی در معماری معاصر، تبیین چگونگی تأثیر متقابل پیچیدگی فضایی و انسجام ادراکی بر تجربه کاربر به یکی از چالشهای نظری معماری تبدیل شده است. در این راستا، نظریه اطلاعات شانون و مفهوم آنتروپی، همراه با اصول روانشناسی گشتالت، چارچوبی برای تحلیل میزان پیچیدگی، عدمقطعیت و سازمانیافتگی فضاهای معماری فراهم میکنند. هدف این پژوهش، بازتعریف تجربه ادراک معماری بر پایه نظریه اطلاعات شانون و اصول گشتالت و تحلیل رابطه میان آنتروپی فضایی و ادراک است. پژوهش حاضر با روش توصیفی–تحلیلی و رویکرد تطبیقی انجام شده است. جامعه مورد بررسی شامل چهار نمونه موردی است: دو نمونه با آنتروپی پایین (موزه هنر کیمبل و گالری ملی جدید برلین) و دو نمونه با آنتروپی بالا (موزه گوگنهایم بیلبائو و مرکز فرهنگی جوانان نانجینگ). تحلیل دادهها بر اساس چارچوب پنجبعدی آنتروپی شامل ابعاد هندسی، زمانی، حسی، عملکردی و مفهومی و همچنین اصول گشتالت صورت گرفت. یافتهها نشان میدهند که رابطه میان آنتروپی فضایی و ادراک، رابطهای تعادلی و پویا است. در فضاهای با آنتروپی پایین، اصولی نظیر تقارن و تکرار به تقویت نظم و خوانایی فضایی منجر شده و تجربهای آرام و قابل پیشبینی ایجاد میکنند. در مقابل، در فضاهای با آنتروپی بالا، اصولی مانند تداوم و فراپوشانندگی نقش مؤثری در سازماندهی پیچیدگی بصری ایفا کرده و تجربهای غنی و چندلایه را شکل میدهند. نتایج پژوهش نشان میدهد که آنتروپی بالا، در صورت همراهی با اصول سازماندهی ادراکی، میتواند بدون ایجاد آشفتگی بصری به ارتقای کیفیت تجربه فضایی منجر شود. ازاینرو، دستیابی به تعادل میان پیچیدگی و خوانایی، شرط شکلگیری تجربه ادراکی مطلوب در معماری معاصر است.
دانلودها
گاهشمار انتشار
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 1404 ساره نیک ابادی (Corresponding author); محمدرضا اکبریان (نویسنده)

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.